ابراهيم عاملي ( موثق )
215
تفسير عاملي ( فارسي )
« إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ » 3 طبرى : بعضى مفسّرين گفتهاند : يعنى اگر از اين پنج دسته ى ممنوع از « أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه » تا « أَكَلَ السَّبُعُ » چيزى را توانستيد به دستور شرع سر ببريد ، خوردنش حلال است ، و بعضى گفتهاند : مقصود آن است كه آنچه حلال است بايد بتذكيه باشد و گر نه حيوانى كه درنده پاره كرده است قابل تذكيه نيست . مجمع : از امام باقر و صادق عليهما السّلام روايت شده است : اگر اينها بحالتى باشند كه دم يا گوش خود را حركت دهند ، يا چشمشان دور بزند و بدستور شرع سر بريده شوند حلال است ، و جهت اينكه اين پنج دسته پس از ميته نام برده شده است ، با اينكه اينها هم اگر ذبح شرعى نشوند ميته و مردار هستند ، براى آن است كه اعراب فقطَّ آن را مردار ميدانستند كه خود بميرد و از خوردنش احتراز ميكردند ، و اين پنج دسته را حلال ميدانستند ، با اين آيه به آنها فهمانده شد كه همه در حكم مردار است مگر بدستور دين سر بريده شود . « وَما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ » 3 طبرى : ابن جريج گفت : نصب بت نيست بلكه سنگهائى بوده است ساده و بىنقش كه نصب ميكردهاند و در وقت قربانى خون به - آنها ميپاشيدند ، لكن بت را نقاشى ميكردهاند ، مجاهد گفته است : مقصود از نصب ان سنگها است كه اعراب دور و بر كعبه ميگذاشتند و به نام آنها حيوانى ميكشتند ، و هرگاه آنها را نميخواستند ، سنگ ديگرى كه پسندشان بود بجاى آنها مىگذاشتند . « وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ » 3 طبرى : يعنى بخواهيد بوسيله ى ازلام سرنوشت خود را در احتياجات و روزيها معيّن كنيد ، و ازلام تيرهائى بوده است كه بر بعضى نوشته بود خدا ميفرمايد بكن و در عدّه اى ديگر خدا ميفرمايد مكن و چند تاى ديگر نانويس بود ، و چون آهنگ كارى داشتند به آن تيرها دست مىبردند ، اگر از دسته ى اول بدست ميآمد پى آن كار ميرفتند ، و اگر از دسته ى دوّم بدست ميآمد صرف نظر ميكردند ، و اگر از سوّم بود دوباره از اوّل بدست ميآمد ، عمل را